متن کامل خبر


 
برنامه کوهنوردی به قله هزار مسجد (ویژه آقایان) برگزار شد

خلاصه خبر: این برنامه 25 اردیبهشت ماه آغاز شد.

 

اعضای تیم کوهنوردی دانشگاه، عصر روز سه شنبه، 25 اردیبهشت ماه 97 ساعت 19:15 در ایستگاه راه آهن گردهم آمدند.
قطار ساعت 19:45 به سمت مشهد به راه افتاد. با تعریف خاطره‌های برنامه‌های گذشته و یادآوردی لحظات شاد، جو صمیمی بین بچه‌ها در داخل قطار شکل گرفت.
ساعت 6:30 صبح روز چهارشنبه قطار به مشهد رسید. با هماهنگی هایی که مربی برنامه، آقای علیزاده از قبل انجام داده بود، ساعت 6:40 از ایستگاه راه آهن با اتوبوس به سمت لایین نو حرکت کردیم.
با گذر از جاده‌های پر پیچ و خم، ساعت 8:00 بین راه، در محلی به نام کافه باباخان برای صرف صبحانه توقف کردیم. محلی زیبا، پوشیده از درخت‌های توت. بچه ها فرصت را غنیمت شمرده و دهان خود را با میوه توت طراوت بخشیدند.
صبحانه در زیر یک آلاچیق زیبا در نزدیکی یک باغ سرسبز میل شد. هوا ابری بود و خنک.
ساعت 9:00 محل را ترک گفته و راه لایین نو را ادامه دادیم. ساعت 11:00 به میدان اصلی لایین نو رسیدیم.
بعد از تقسیم خوراکی ها و غذاها، یار قدیمی کوهنوردان، نیسان لاجوردی هم پیدایش شد.
سوار نیسان شده و راهی عربچاهی شدیم. بالاخره ساعت 15:50 به عربچاهی رسیدیم. مکانی بکر و چشم نواز که گویا با دست نقاشی شده است.
زیبایی این مکان را می‌شد در شوق چشمان بچه‌ها هم دید. بی اختیار با دیدن این مکان، لبخندی بر لبانتان جاری می شود.
تپه‌های پوشیده شده از مخمل سبز در میان کوه‌هایی که ابرها آنها را احاطه کرده بود.
کمپ را داخل خانه‌های کاه گلی چوپانان برپا کردیم و شب را آنجا صبح کردیم.
پنجشنبه صبح ساعت 5:30 بیدار باش بود. پس از صرف صبحانه ساعت 7:00 راه دشت اولنگ شاهی را در پیش گرفتیم. رفته رفته طبیعت زیبایی خود را بیشتر به رخ ما می‌کشید. پس از حدود 3 ساعت پیمایش، در نهایت ساعت 10:15 به دشتی وسیع و سرسبز رسیدیم که اولنگ شاهی نام داشت.
پس از اندکی استراحت و تجدید قوا، کوله‌های خود را در داخل یکی از کلبه‌های عشایر که خالی بود گذاشتیم و به سمت قله حرکت کردیم.
ساعت 12:40 به قله هزارمسجد که ظاهرا فقط یک مسجد در آن بود رسیدیم. مه سردی قله را پوشانده بود. پس از خواندن سرود ای ایران و گرفتن چند تا عکس دسته جمعی قله را ترک کرده و راهی اولنگ شاهی شدیم.
ساعت 14:00 به مکانی که کوله‌هایمان را گذاشته بودیم رسیدیم. بساط ناهار را پهن کردیم. به قدری هوا سرد شده بود که شاهد بارش برف بودیم. بعد از کمی استراحت و به تن کردن لباس‌های گرم، ساعت 15:20 راه تنگه مراد را در پیش گرفتیم.
ساعت 17:30 به تنگه مراد رسیدیم. زیباترین بخش برنامه. در بخش‌هایی از این تنگه، تراکم چمن به قدری زیاد بود که زمین خاکی دیده نمی شد. چشم‌ها از دیدن این مناظر دلربا سیرآب نمی شدند.
با گذر از تنگه مراد، کمپ شب دوم را کنار رودخانه ای برپا کردیم.
چوبها را جمع کرده و آتشی برافروختیم. جمعه صبح، پس از صرف صبحانه ساعت 6:45 به سمت لایین کهنه، در امتداد رودخانه راه را ادامه دادیم.
رودخانه‌ای پر پیچ و خمی بود که گاهی برای ادامه مسیر لازم بود که از داخل آن عبور کنیم. ابتدا بچه‌ها سعی می‌کردند که خیس نشوند و با ترفند هایی از روی آن می‌پریدند. اما در آخر این طبیعت بود که پیروز شد و در آخر همه خیس شده بودند.
ساعت 12:25 کنار رودخانه، زیر درخت‌های چنار سفره ناهار چیده شد. بعد از خوردن ناهار، ساعت 13:30 مجددا مسیر را ادامه دادیم و ساعت 14:00 به روستای بابا رمضان رسیده و سوار نیسان شدیم و به سمت لایین نو حرکت کردیم.
در لایین نو نیز سوار اتوبوس شده و راهی مشهد شدیم. ساعت 18:50 به ایستگاه راه آهن رسیدیم. کوله‌ها را به امانتداری سپرده و به زیات امام رضا (ع) رفتیم. پس از صرف شام، ساعت 23:50 سوار قطار شده و راهی تهران گشتیم.
بی‌گمان این برنامه خوب بدون پشتیبانی و حمایت مسئولان محترم تربیت بدنی دانشگاه به انجام نمی‌رسید. از این رو از همه آنها به ویژه جناب آقای دکتر رستگار و آقایان فلاح، فرج‌اللهی و کارمندان عزیز بخش خدمات و مربی گرامی مهندس نصیر علیزاده که به اجرای این برنامه خوب یاری رساندند، سپاسگزاریم.

8 خرداد 1397 / تعداد نمایش : 269